سلام به دوستای عزیزم مرسی از نظراتتون
این پست رو برای قدردانی از زحمات یه دوست خوب مینویسم
وتقدیمش میکنم به اونی که خیلی دوسش دارم
در آخر باید بگم که خواهشا نظر یادتون نره. ممنون
اميدوارم با آمدن پاييز هر يك برگ كه ميافته، يكي از غمهاي دلت كم بشه و ديگه هيچوقت ناراحت نباشي
کاش قلبم در د پنهاني نداشت چهره ام رنگ پريشاني نداشت کاش برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش مي شد راه عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت
ديدم كه تو دريايي و من رود شدم در وسعت چشمان تو محدود شدم آن روز كه در آتش عشق افتادم سر سبز تر از آتش نمرود شدم
از تو شاكيم اري از تو عشق من مگر وفاي يك ادم را چند بار بايد ازمود؟؟؟ ميخواهم از تو بنويسم اما نه بغضم مي شكند و در تنهاييم كسي مثل تو نيست كه مرا ارام كند............... چه حرفهايي كه دارم و نمي توانم بگويم من براي شنيدن لالايي هاي شبانه ات مشتاقم "من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلي چيزي نمي دانم از اين ديوانگي و عاقلي "
چقدر خوب بود که انسان کسی را دوست نمی داشت. چقدر خوب بود زیبایی های طبیعت را می دید و یا محبوبش نمی افتاد و زجر نمی کشید
عشق امانت با ارزشيه كه هر كسي تو قلبش ميزاره برايه همينه كه هر وقت بخواي عشقت را از كسي پس بگيري بايد قلبش را بشكني
وفاداری را باید از نیلوفری اموخت که به دور هر شاخه ای میپیچد در اغوش او میمیرد
با سيم ناز مژهات يه عمر گيتار ميزنم /نگاهتو كوك نكني من خودمو دار ميزنم/چشات اگه رو پنجره طرح ستاره نزنن/دست خودم نيست دلمو به درو ديوار ميزنم
فقط کسايي میخوان مثل بعضي آدماي ديگه باشن که خودشون کسي نباشن
خود را نگران آن چه مي داني يا نمي داني نکن .نه به گذشته بينديش و نه به آينده فقط بگذار دستان خدا هر روز شگفتي هاي اکنون را براي تو بياورند
آرام باش، توكل كن، تفكر كن، سپس آستين ها را بالا بزن، آنگاه دستان خداوند را مي بيني كه زودتر از تو دست به كار شده است.

|