در عشق گذاریست...
در عشق گذاريست که در هيچ گذر نيست
اين پويه ناخواسته را نام سفر نيست
هشدار از اين زه که درآن گم شده ام من
اين راه به جز آمدني سوي خطر نيست
گفتي پدر از عشق بگو،گوش کن اي پدر جان
اين آتش جان سوز کم از داغ پدر نيست
تاريکي شبهاست ولي راستش اين است
تا دل به چنين شب نزني نيست سحر نيست
اي تشنه!در اين سنگ يکي چشمه روان است
اين سخت به دندان بشکن تيشه اگر نيست
گه گاه مرا هم به جواني هيجان بود
هيهات که آن شقشقه اي بود و دگر نيست
"محمد علي بهمني"
"خواهشا نظرتو بده منتظرم"![]()
