دوستان عزيزم بعد از خوندن اين سرگذشت نظراتتون رو بدين.براي نسیم گلم هم دعا کنين.خيلي

داره زجر ميکشه مرسي

 


6ماه پيش بود درست يادم نيست امايکي از روزهاي نيمه دوم شهريور ماه بود که با دوستم قرار

گذاشتيم همون شب بريم يک از رومهاي ياهو مسنجر و به قول دوستم-مريم- يه پسر رو اسکل

کنيم.شب وقتي همه خوابيدن رفتم تويه روم قرار بود مريم وقتي مهموناشون رفتن بياد.نيم ساعت بعد

ديدم مريم پي ام داد کجايي؟ گفتم بيا روم 35.روم پرو شلوغي بود و همه داشتن حرف ميزدن و

مينوشتن.منم شروع کردم به نوشتن:سلام به همگي من نسیم از تهران کسي ايجا هست؟
مريم  پي ام داد من حال اومدن ندارم اگه کسيو تور کردي آيديشو بده تا با هم اسکلش کنيم.منم گفتم

اوکي.البته پيدا که ميشد اما نه من بلد بودم کسيو اسکل کنم نه مريم.
بعد از چند دقيقه که داشتم براي خودم مينوشتم و شکلک الکي مينداختم.ديدم يه نفر يه فحشي بهم

داد.منم سريع گفتم لقبهاي خودت رو به ديگران نچسبون عوضي.همون موقع مريم گفت کسيو پيدا

کردي ؟گفتم اره يه پسر عوضي بيا اينم آيديش ببينم چيکار ميکنيا.آيدي رو دادم و و يه باي زدم و

از روم اومدم بيرون.تا خواستم با مريم خداحافظي کنم ديدم خود پسره پي ام داد

 بقیه سرگذشت در ادامه مطلب