
هر شب از فریاد من بیداره خلق
اما چه سود آنکه باید بشنود بیدار نیست
باز هم شب شد و تنهایی و دیدار سکوت
خیمه زد کنج دلم سایه دیدار سکوت
دلم همچو آسمان پر از ابرهای بارانیست
ای کاش دلم امشب بگرید
شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۰۷/۰۱ ساعت 14:18 توسط نازنین
|