زندگی

"زندگي"
زندگي حس عجيبيست که يک مرغ مهاجر دارد.
زندگي مانند اتوبوس شلوغيست که جايي براي نشستن نيست و وقتي خلوت ميشه و ميخواهي بنشيني راننده داد ميزنه پياده شيد آخر خطه
زندگي دوروز است.يه روز با تو يه روزبر عليه تو.آن روز که با توست مغرور نشو و آن روز که بر عليه توست نااميد نشو
زندگي شهد گلي ستکه زنبور زمانه ميمکدش و آنچه ميماند عسل خاطره هايش است
آنقدر از زندگي دلسرد و دلگيرم که اگر روزي بميرم، مرگ خود را جشن ميگيرم
زندگي گل سرخيست که گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعيست.
زندگي به من آموخت که چگونه اشک بريزم اما اشک به من نياموخت که چگونه زندگي کنم.
زندگي کلافيست پيچ در پيچ که اولش پيچ و آخرش هيچ است...
نظر یادتون نره![]()
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۰۹/۰۹ ساعت 2:5 توسط نازنین
|