او برای همیشه دیر کرده است

پرسيد که چرا دير کرده است؟نکند دل ديگري اورا اسير کرده است؟
خنديدم و گفتم:او فقط اسير من است،تنها دقايقي دير کرده است.
گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است.
خنديد،به سادگيم آيينه وگفت:احساس پاک تورا زنجير کرده است.
گفتم از عشق من چنين سخن مگويي.
گفت خوابي!سالهاست که دير کرده است.
در آيينه به خود نگاه ميکنم...آه عشق او عجيب مرا پير کرده است.
راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است....
+ نوشته شده در ۱۳۸۶/۰۷/۲۲ ساعت 20:27 توسط نازنین
|